تا حالا شده به این فکر کنید اگر یک کالایی دارید، چطور می توانید آن را در هر زمان که می خواهید بفروشید؟ برای فروش هر کالایی تکینک ها و روش های بسیار زیادی وجود دارد. اما ما در این مقاله در مورد فروش می خواهیم فقط سه تا از روش های فروش را ذکر کنیم که از مهم ترین تکنیک های فروش کالا هستند.
اما قبل از ذکر روش های فروش کالا، می خواهیم داستانی در مورد دن لاک بگوییم. دن لاک یک کارآفرین خیلی موفق است. موفقیت او در عرصه تجارت بدون شک تاثیر مشکلات او در کودکی است.

فروش موفق
سه راز فروش موفق

او متولد هنگ کنگ است و در سن 14 سالگی، به همراه خانواده اش برای شروع زندگی جدید به کانادا نقل مکان کردند. اما بعد از مدتی پدر دن ورشکسته شد و دن در سن 16 سالگی مجبور شد که کار کند و کار کردن را با خرید و بسته بندی مواد غذایی در کیسه آغاز کرد.

چگونه یک فروشنده موفق شویم
او به امید موفقیت وارد کالج شد و سپس بعد از تحصیل با مردی به نام آلن ژاک آلن آشنا می شود که به او مهارت نوشتن متن را آموخت. او اینقدر با انگیزه بود که به خودش قول داده بود به اندازه ای موفق شود که بتواند از پدر و مادرش حمایت کند.
اما باید بدانید دن قبل از اینکه موفق شود در 13 تجارت شکست خورد. او ناامیدی را مقصر اصلی شکست های خود در سرمایه گذاری می داند. حال دن سه راز قدرتمند فروش را توضیح می دهد که یاد بگیرید چگونه ذهن مردم را تحت تأثیر قرار دهید تا هر آنچه که می خواهید بفروشید

راز اول فروش موفق

چگونه می توانید کالایی را بفروشید؟ چگونه می توانید یک محصول را در بازار بفروشید؟ در گام اول باید این را درک کنید که مردم با منطق خرید نمی کنند. بلکه با احساسات خود خرید می کنند و آن را با منطق توجیه می کنند.
تا حالا شده از خود بپرسید که چرا می خواهید کالایی بخرید؟ مثلا ماشین، خانه، لباس و یا هر کالای خاصی که مدنظر شماست.
اگر کمی عمیق تر به موضوع نگاه کنید متوجه می شوید که شما در واقع احساسات خود را می خرید. ممکن است کالای مورد نظر بخرید بخاطر حرص و طمع که می خواهید پول در بیاورید. یا می خواهید پس انداز کنید یا شاید بخاطر سخاوت باشد که با خرید این کالا می توانید کمک کنید.
بعضی اوقات حتی محصولی را می خرید که به مؤسسات خیریه اهدا کنید. شاید شما بخاطر سخاوت خرید می کنید. شاید به دلیل شرمندگی که اگر من این را نخرم، به نظر احمقانه می آید. شاید ترس از این است که اگر این محصول را نخرم آن را از دست می دهم.
این دلایل هرچه باشد اغلب دلیل احساسی دارد. بنابراین به دلیل احساسات خرید می کنید و آن را با منطق توجیه می کنید. در این صورت به این فکر کنید که وقتی چیزی را به کسی می فروشید، آیا فقط در مورد ویژگی ها و مزایا صحبت می کنید، یا اینکه این کار برای شما چه فایده ای دارد و آیا تأثیر احساسی روی شما دارد؟
خاطره ای از فروشگاه هری روزن
فروشگاه هری روزن یک فروشگاه بسیار معروف لباس مردانه، سطح بالا، در ونکوور است. وارد مغازه شدم و در بخش تام فورد قدم می زدم و فروشنده به من نزدیک شد و گفت: “آقا آیا می توانم کمکتان کنم؟”
“نه، من فقط دارم به اطراف نگاه می کنم.” و او گفت: “یک لطفی کن، این کت و شلوار را بپوش.” در آن زمان، قبلاً هرگز کت و شلوار تام فورد نداشتم. من کت و شلوارهای زیادی دارم. اما کت و شلوار تام فورد ندارم. او گفت: “لطفی به من کن، این را بپوش.” من گفتم “خوب” من آن را پوشیدم.
” چه احساسی داری؟” “خوب اگر احساس خیلی خوبی داشته باشد.” “خوب، این را نیز امتحان کن، این لباس تاکسی را بپوش.” من گفتم، “خوب خیلی جالب است.” ” عالیه.” او گفت: “آقا آیا شما طرفدار جیمز باند هستید؟” من گفتم: “چه کسی طرفدار جیمز باند نیست.” او گفت: ” این لباس راحتی، دقیقاً همان طراحی است که او، جیمز باند در کازینو رویال می پوشد.
” شما می دانید صحنه ای که او قمار می کرد خوب به نظر می رسد! و قبل از این که بدانید، من لباس تاکیدوی را درست خریدم و مقدار زیادی پول برای آن پرداخت کردم. اما چی خریدم؟ من در اصل احساسات را می خرم، آنچه که من می خرم این است، وقتی لباس تاکسیدو را می پوشم، احساس خوبی دارم، به عنوان یک طرفدار جیمز باند آن را احساس می کنم، حتی از نظر منطقی می دانم این البته جیمز باند نیست و من جیمز باند نیستم، اما از نظر احساسی مرا درگیر می کند. احساس خوبی دارد که من مالک آن هستم و این احساسات ماست که ما را وادار به خرید می کند.

فروش موفق
راز دوم فروش موفق

دومین راز برای فروش کالا این است که مردم اغلب مشکلی دارند که می خواهند حل شود و برای حل مشکل خود خرید می کنند. مردم مته را می خرند که با آن دیوار را سوراخ کنند.
بنابراین مبلغی که شما بدست می آورید مستقیماً با درک عمیق از مشکلات بازارتان متناسب است. پس بسیار مهم است که از مشکلات مردم آگاه باشید، آن ها به چه چیزهایی نیاز دارند؟ چگونه می توانید به آنها کمک کنید تا مقداری از مشکلات آن ها را کم کنید؟
سومین راز
مردم محصولات و خدمات نمی خرند، آنها داستان می خرند.
زیرا وقتی بسیاری از انتخاب ها در بازار وجود دارد، در اینترنت هر محصولی را که می خواهید، صدها و صدها انتخاب وجود دارد. چگونه می توانید مطرح شوید؟ چگونه احساسات را به یک کالا، خودکار اضافه می کنید. تفاوت بین قلم 2.00 دلاری مانند این یا 800 دلار مونتبلانک، جان اف کندی، قلم انحصاری نسخه محدود، قلم 800 دلار، چیست؟ در صورتی که همان قلم است و همان عملکردها را دارد.
داستان، هنگامی که ما داستان را به یک مورد اضافه می کنیم، وقتی جان اف کندی را اضافه می کنید، داستان رئیس جمهور مرتبط به یک مارک به یک آرم، باعث می شود آن محصول ده برابر، صد برابر، 300 برابر ارزش پیدا کند. این قلم خاص، همه به دلیل داستان است، آن قلم همان را می نویسد که یک قلم 2.00 دلاری که می نویسد، اما تفاوت در داستان است.
خوب فکر کنید، داستان چیست؟ چگونه می توانید به هر کاری که انجام می دهید داستان اضافه کنید؟ شاید این یک داستان اصلی باشد، چگونه کار خود را شروع کردید؟ دلیل انجام کاری که می کنید چیست؟ همچنین داستان هایی از مشتریان خود داشته باشید .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *